بغض گلو

:: بغض گلو
ازم خواست منم به چیزی راضی باشم که اون میخواد..
بدون اینکه بپرسم چی میخواد گفتم چشم..
.
.
به مرگ ؟ فقط تو یه حالت میشه..
.
.
باید هرجا میری منو با خودت ببری..
.
وقتی گفت فقط تونستم تو سکوت ی بوس رو صورتش بذارم..
.
گفت مرسی، دمت گرم!
لعنت به کل این دنیا
منبع اصلی مطلب : می نویسم.
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : بغض گلو


خفته

:: خفته
بهش که فکر میکنم اشک تو چشام پر میشه و میچکه..
بفضی که پشت تلفن ترکید.. شونه هاش از هق هق تکون خورد..
فکر میکنم یعنی حالا آروم تر شده؟ چه سوال مسخره ای معلومه که نه..
بعضی جاهای خالی تا ابد میمونه و میسوزونه.
الان باید اونجا میبودم تا اقلا شاید تو بغلم خودش خالی کنه..
منبع اصلی مطلب : می نویسم.
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : خفته